تبليغاتX
شعرهای ناسروده

گفته های من در شبهای تنهایی





نرو| یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 | 19:26  

نرو

من از روزي كه تو رو ديــــدم 

توي چشــــــــماي تو خوــــندم

 

چقدر منتــــــــــظرت بــــــمونم  

 مـــــــن كه دارم مي مــــــــيرم

 

كاش مي دونستي دوســــت دارم

من كه بي تو مي مـــــــــــــــيرم

 

روزي كه داري مي ري از اينجا

يه كوله بارغم مي ذاري با يه دنيا

 

عــــــــــشق من نرو،تو رو خـــدا

باز بمون نرو از ايـــــــــــــــــنجا

 

وقتي مي ري يه دنيا غــــــــــــــم

وقــــــــــــــــتي مياي ســــراغ من

 

نــــــــــــــمي دونم چطور بــــگم

دوســــــــــــت دارم عزيز مـــــن

صــــــــــــــــداي پات وقتي مياد

شـــــــــــــــــادي مياره واسه من

 

وقتي مي ري دلواپـــــــــــــــسم

تو شبهاي بي كـــــــــــــــسي ام

 

تو عاشـــــــــــــــقان ديوونه ترم

از همه مـــــــــــــــــــغرورترم

 

عشق من نرو،تو رو خـــــــدا

بخون واسه قــــــــــــــــــناريا

 

تو شـــــــــب هاي بي كسي ام

تنــــــــــــــهايي مي شه همدمم

 

روزي كه داري مي ري از اينجا

من رو تنها مي ذاري با يه دنـــيا

 

عشق من، نرو تو رو خـــــــــــدا

باز بمون نرو از ايـــــــــــــــنجا
نوشته شده توسط شب کویر| [+] | موضوع: |

| شنبه هجدهم خرداد 1387 | 0:51  

 
نوشته شده توسط شب کویر| [+] | موضوع: |

بدون شرح| جمعه هفدهم خرداد 1387 | 21:46  

به نام خداوند بخشاينده ومهربان

از كجا اغاز كنم ،چرا كه زندگي من خيلي وقت است كه شروع شده از زماني كه خـــداوند چشم مرا در اين دنيا باز كرد هفده سال مي گذرد ،از چه بگويم از كه بگويم،ا از خودم كـه هفده سال زندگي ام را به اتش كشيدم يا از ادم هـــــــــايي كه زندگي ام را به اتش كشيدند از ارزوهايــي كه داشتم يا از ارزوهايي كه به دست خودم ويران كردم از كدامشان را برايتان بنويسم.

بهتر است از خودم چيزي برايتان نگويم از ارزوهاي انسان ها  برايتان بنويـــسم ،انسان هايي با افكار وارزوهايي ژرف و محال ،هر انساني ارزوهـــــــايي را در دل مي پروراند .

ارزوهايي خواه كوچك،خواه بزرگ،گاه دست يافتني، گاه دست نيافتني ،به نــــــــظر من هر چيزي دست يافتني است ،همه چيز ،الــــــــبته به شرط اينكه به همان اندازه براي رسيدن به ارزويت و هدفت از جان خودت نيز بگذري ،در اين دنيا هيچ چيز به اساني به دست نــــمي ايد مگر همراه با رنج وسختي ومشقت و عرق ريختن ،كافيست فقط و فقط يك بار ،فقط يــك بار به ارزوهايي كه داريم بينديشيم ،اگر اراده و  داشــــــته باشيم مي توانيم جهاني را ويران كرده و نام خود را ثبت نماييم و اگر هدف داشته باشيم به جهان ثابت خواهيم كـــــــرد كه ما هستيمو ماندگاريم حتما شنيده اي راز ماندگاريدرچيست؟در ارادهي تو در هدف تــــــــــو در صداقت و پاكي و ايمان تو ،بله درسته در ايمان تو ايماني كه در روح و جسم و قلب توسـت اگر تلاش ما همراه با ايمان و توكل به خداوند باشد حتما پيروزيم ايمان ما همان قدرتي است كه اراده ي ما را تضمين مي كندبه اين بينديشيم كه از اين دنيا تا زماني كه ماندگاريم چه مي خواهيم كافيست فقط يك گام را برداريم به دنبال اين گام صدها گام ديگر خود خواهند امــــــد اگر روزي به جايگاه ومقامي رسيدي مغرور نشو زيرا كه غرور تو خود تو را نابود مـــــي كند ، تنها چيزي است كه روزي باعث مي شود به جايگاه اول خود باز گـــــــــــــردي حتي اگر ثروتمند ترين مرد جهان باشي اگر به هر مقامي برسي ،اگر قـــصر هايي از طلا داشته باشي اگر مشهورترين مرد عالم باشي ،اگر...اگر...اگر و اگرهر چه باشـــــي باز هم فرزند خاكي ،باز هم هر لحظه ،هر ثانيه مرگ در پي توست ،پس اگر ما فرزند خاكيم دوبـــاره به خاك برمي گرديم،پس اگر فرزند خاكيم پس غرور چرا ؟در بين ما چه مي كند؟مي توانيم با ايمان غرور را نابود كنيم ،با ايمان، شيطان را ويران كنيم ،با ايمان دنــــــــــيا را اباد كنيم

پس اگر مي خواهي دنيا را اباد سازي و نام خود را در كتاب جاودانگي حك كني خود را به خدا نزديكتر از انچه كه نزديك هستي بيشتر كن و اگر به خداوند ايمان داشته باشي تلاش كن تا به ارزويت برسي و اگر به ارزويت دست يافتي ،خداوند را از ياد مبر و فراموش نكن كه كجا بودي و حالا به كجا رسيدي و چه كسي تو را به اين مقام رسانيد. 

نوشته شده توسط شب کویر| [+] | موضوع: |

دخترك؛| پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 | 17:22  

دخترك؛

دخترك

به ايينه مي خندد

تو،اما

تو در ايينه نيستي

دخترك مي گريد

دخترك قاب تو را

دخترك قاب تو را

ازدل ايينه برمي دارد

تو،اما

تو در ايينه نيستي

دخترك قاب تو رابرمي دارد ومي شكند

و مي گويد:تو ديگر نيستي

ايينه مي گريد

تو ،اما

تو در ايينه نيستي

ايينه بار دگر تصوير دخترك را مي شكند

دخترك مي گريد

دخترك خودش هم مي داند

ديگر عكس كسي در ايينه پيدا نيست

دخترك مي گريد

تو،اما

تو در ايينه نيستي

نوشته شده توسط شب کویر| [+] | موضوع: |

قلب شكسته| پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 | 17:8  

قلب شكسته

مي دونم وقتي بري

من رو فراموش مي كني

نمي دوني اگه بري

شمع ها رو خا موش مي كني

مي دونم كه فكر نمي كني به من

ولي بدون يكي هست كه بي تو اينجا مي ميره

كاش جات رو بذاري جاي من

اونوقت مي شنيدي تاپ تاپ قلب من

تو از سنگي يا بلوري

كه دائم دل مي سوزوني

چطور نمي بيني خورد شدن رو 

حس نمي كني زير پا له شدن رو

معني اشناي رو

قصه دلدادگي رو

وقتي گفتم دوست دارم

يعني تا اخر مي مونم

شا يد اين همه دل واپسي هام براي تو

به هيچ نتيجه نرسه

ولي بازم مي گم

دوست دارم يه عالمه

قلب تواز يه سنگه

قلب من از يه شيشه

شايد بخواي بگي به من

شايد بخواي بگي به من

كه ديگه دوستم نداري

داري فراموش مي كني

چطور بهت بگم بي تو اينجا مي ميرم

بي تو اينجا يه رد پا جا نمي ذارم

تمام حرفام رو زدم

حالا ديگه مي خوام برم

نوشته شده توسط شب کویر| [+] | موضوع: |